{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
TV set
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تلویزیون
۱
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دستگاه تلویزیون
معنی TV set, معنی TV سثف, معنی TV set, معنی اصطلاح TV set, معادل TV set, TV set چی میشه؟, TV set یعنی چی؟, TV set synonym, TV set definition,
معنی non-immune
,
ترجمه non-immune
به فارسی,
معنی Result
,
معنی امتحان، ازمایش کردن، چیز عجیب، مسخره کردن، شوخی پرسش و ازمون
,
ترجمه امتحان، ازمایش کردن، چیز عجیب، مسخره کردن، شوخی پرسش و ازمون
به انگلیسی,
معنی غیر قابل سرایت، نگفتنی، غیرقابل پخش، بیحرف، غیر , قابل ابلاغ، بدون رابطه
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی